دست گذاشتم رو یکی که نه سفید نه سیاه ظاهرش گندمیه به چشم اما کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه
هنوز کمترین شاگرد چشماش خود مهتاب هنوزدست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست
نداره من تو پائیزم و اون اهل یه جا تو بهارهدست گذاشتم رو یکی که شعر منو گوش
میکنه آخرین بیت میخونه و فراموش میکنه


