تبليغاتX
 اهای تو که این همه دوری از من



منو باش خيال ميكردم هميشه يكي رو دارم

 

يكي كه بوقت گريه سر رو شونه هاش بذارم

 

منو باش خيال ميكردم كه يكي به فكر من هست

 

ميون اون همه وحشت توي اون كوچه بن بست

 

منو باش دل به كي بستم چشم به راه كي نشستم

 

من كه واسه خاطر تو زدمو ماه رو شكستم

 

وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت

 

تازه فهميدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت

 

هاج و واج رد نگاهتو به گلاي قالي دوختي

 

بگو، بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟

 

يا شايد اصلا عاشقم نبودي

 

تو به فكر من نبودي توي گرگ و ميش و مهتاب

 

حتي اندازه چشمي كه يهو بپره از خواب

 

من و باش دل به كي بستم چشم به راه كي نشستم

 

من كه واسه خاطر تو زدمو ماه رو شكستم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 18:8 توسط مریم |